العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
150
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
مجاهد گفته خناس همان شيطانست كه چون نام خدا برند نهان شود و گرفته گردد و چون نبرند بر دل پهن گردد ، و مؤيد آنست روايت انس كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : شيطان پوزش را روى دل آدميزاده نهاده و چون او ياد خدا كند واگيرد و نهان شود و چون خدا را فراموش كند دلش را بكام فروبرد و اينست وسواس خناس . و گفتهاند : خناس يعنى پرنهان گردد پس از ظهور و در پرده نهفته باشد از ديد مردم ، چون وسوسه كند از آنجا كه ديده نشود ، عياشى بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه فرمود : هيچ مؤمنى نباشد جز كه دلش در سينهاش دو گوش دارد ، در گوشى فرشته دمد و در گوشى وسواس خنّاس و خدا مؤمن را بوسيله آن فرشته تاييد كند كه فرموده « و كمك كرد آنان را بر وحى از خود » مجمع البيان - 10 : 570 - اخبار اين باب 1 - در تفسير على بن ابراهيم - 566 - در قول خدا تعالى « وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ » يعنى در دريا و ديگرانى كه در بندند و بهم بستهاند چون نافرمانى سليمان را كردند در هنگامى كه خدا پادشاهى او را گرفت . امام صادق عليه السّلام فرمود : خدا عزّ و جلّ پادشاهى سليمان را در انگشترش نهاده بود چونش بدست ميكرد پرى ، آدمى ، ديو و همه پرندهها و وحوش گردش مىآمدند و از او فرمان ميبردند ، و خدا بادى ميفرستاد تا بساط او را با همه آنچه بر آن بود از ديوان و پرنده و آدمى و چهار پا و اسب همه را بهواء برميداشت و ميبرد تا آنجا كه سليمان ميخواست نماز بامداد را در شام ميخواند و نماز ظهر را در فارس و ديوان را ميفرمود سنگ از فارس ببرند و در شام بفروشند . و چون دست به گردن اسبها كشيد و آنها را با شمشير پى كرد ، خدا پادشاهى او را گرفت و ديوى آمد و انگشتر او را از خدمتكارش هنگام رفتن سليمان بخلاء گرفت - و حديث را كشيده - تا گفته - چون انگشتر به او برگشت و آن را بدست كرد ، ديوان و پرى و آدمى و پرنده و وحوش گردش آمدند و بمقام خود برگشت و آن